Divan-e Shams Ghazal 3115 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۱۵

  1. عقل از تو تازه بود جان از تو زنده بود تو عقل عقل منی تو جان جان منی

G3115:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 در لطف اگر بروی شاه همه چمنی·در قهر اگر بروی که را ز بن بکنی
  2. 2 دانی که بر گل تو بلبل چه ناله کند·املی الهوی اسقا یوم النوی بدنی
  3. 3 عقل از تو تازه بود جان از تو زنده بود·تو عقل عقل منی تو جان جان منی
  4. 4 من مست نعمت تو دانم ز رحمت تو·کز من به هر گنهی دل را تو برنکنی
  5. 5 تاج تو بر سر ما نور تو در بر ما·بوی تو رهبر ما گر راه ما نزنی
  6. 6 حارس توی رمه را ایمن کنی همه را·اهوی الهوا امنو فی ظل ذو المننی
  7. 7 آن دم که دم بزنم با تو ز خود بروم·لو لا مخاطبتی ایاک لم ترنی
  8. 8 ای جان اسیر تنی وی تن حجاب منی·وی سر تو در رسنی وی دل تو در وطنی
  9. 9 ای دل چو در وطنی یاد آر صحبت ما·آخر رفیق بدی در راه ممتحنی

ganjoor: sh3115 · public domain