Divan-e Shams Ghazal 3123 Beyt 8 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۲۳

  1. وگر همچو خورشید ناگه بتابی بدین آب هر رهگذر را ببندی

G3123:8

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 به حیلت تو خواهی که در را ببندی·بنالی چو رنجور و سر را ببندی
  2. 2 چو رنجور والله که آن زور داری·که بر چرخ آیی قمر را ببندی
  3. 3 گر آن روی چون مه به گردون نمایی·به صبح جمالت سحر را ببندی
  4. 4 غلام صبوحم ولی خصم صبحم·که از بهر رفتن کمر را ببندی
  5. 5 اگر گاو آرند پیشت سفیهان·به یک نکته صد گاو و خر را ببندی
  6. 6 به یک غمزه آهوان دو چشمت·چو روبه کنی شیر نر را ببندی
  7. 7 زمستان هجر آمد و ترسم آنست·که سیلاب این چشم تر را ببندی
  8. 8 وگر همچو خورشید ناگه بتابی·بدین آب هر رهگذر را ببندی
  9. 9 خموشم ولیکن روا نیست جانا·که از حال زارم نظر را ببندی

ganjoor: sh3123 · public domain