ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 3124 เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۳۱۲۴

  1. من از زخم عشقش چو چنگی شدستم تهی نیست در من به جز بانگ و زاری

G3124:3

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 چو عشقش برآرد سر از بی‌قراری·تو را کی گذارد که سر را بخاری
  2. 2 کجا کار ماند تو را در دو عالم·چو از عشق خوردی یکی جام کاری
  3. 3 من از زخم عشقش چو چنگی شدستم·تهی نیست در من به جز بانگ و زاری
  4. 4 ز چنگی تو ای چنگ تا چند نالی·نه کت می‌نوازد نه اندر کناری
  5. 5 تو خواهی که پوشی بدین ناله خود را·تو حیلت رها کن تو داری تو داری
  6. 6 گر آن گل نچیدی چه بویست این بو·گر آن می نخوردی چرا در خماری
  7. 7 گلستان جان‌ها به روی تو خندد·که مر باغ جان را دو صد نوبهاری
  8. 8 خیالت چو جامست و عشق تو چون می·زهی می‌زهی می‌زهی خوشگواری
  9. 9 تو ای شمس تبریز در شرح نایی·بجز آن که یا رب چه یاری چه یاری

ganjoor: sh3124 · public domain