دیوان شمس غزل ۳۱۲۵ بیت ۱۱ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۲۵

  1. چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخ بخوانی بخوانی برانی برانی

G3125:11

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بتا گر مرا تو ببینی ندانی·به جان لاله زارم به رخ زعفرانی
  2. 2 بدادم به تو دل مرا تو به از دل·سپارم به تو جان که جان را تو جانی
  3. 3 هزاران نشان بد ز آه و ز اشکم·کنون رفت کارم گذشت از نشانی
  4. 4 تو شاه عظیمی که در دل مقیمی·تو آب حیاتی که در تن روانی
  5. 5 تو هم غیب بینی تو هم نازنینی·نگفتند هرگز تو را لن ترانی
  6. 6 چو سرجوش کردی چه روپوش کردی·تو روپوش می‌کن که پنهان نمانی
  7. 7 زهی تلخ مرگی چو بی‌تو زید جان·چو پیش تو میرم زهی زندگانی
  8. 8 از این جان ظاهر به جان آمدم من·کز این جان ظاهر شود جان نهانی
  9. 9 میان دو جان مانده بودیم حیران·که می‌گفت اینی که می‌گفت آنی
  10. 10 یکی جان جنت یکی جان دوزخ·یکی جان ظلمت یکی جان عیانی
  11. 11 چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخ·بخوانی بخوانی برانی برانی

ganjoor: sh3125 · public domain