Divan-e Shams Ghazal 3126 Beyt 6 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۲۶

  1. چو از بامداد او سلامی بداد او مرا از سلامش ابد شد جوانی

G3126:6

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 گل سرخ دیدم شدم زعفرانی·یکی لعل دیدم شدم زر کانی
  2. 2 دلم چون ستاره شبی در نظاره·به هر برج می‌شد به چرخ معانی
  3. 3 چو در برج عشاق پا درنهاد او·سری کرد ماهی ز افلاک جانی
  4. 4 چو آن مه برآمد به چشمش درآمد·زمین درنگنجد از آن آسمانی
  5. 5 دلم پاره پاره بشد عشق باره·که هر پاره من دهد زو نشانی
  6. 6 چو از بامداد او سلامی بداد او·مرا از سلامش ابد شد جوانی
  7. 7 چو بر روی من دید آثار مجنون·ز رحمت بیامد بر من نهانی
  8. 8 بگفت ای فلانی چرا تو چنانی·چنین من از آنم که تو آن چنانی
  9. 9 چه سرها که داند چه درها فشاند·چه ملکی که راند کسی کش بخوانی
  10. 10 چه ماه و چه گردون چه برج و چه هامون·همه رمز آنست دریاب ار آنی
  11. 11 اگر شرح خواهی ببین شمس تبریز·چو او را ببینی تو او را بدانی

ganjoor: sh3126 · public domain