Divan-e Shams› Ghazal 3133› Beyt 10 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۳۳
- زاغی و بازی در یک قفس شد و از زخم هر دو در ابتلایی
G3133:10
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 حدی نداری در خوش لقایی·مثلی نداری در جان فزایی
- 2 بر وعده تو بر نجده تو·که م دوش گفتی هی تو کجایی
- 3 کردم کرانه ز اهل زمانه·رفتم به خانه تا تو بیایی
- 4 نزلت چشیدم رویت ندیدم·آن قرص مه را کی مینمایی
- 5 ماهی کمالی آب زلالی·جاه و جلالی کان عطایی
- 6 امروز مستم مجنون پرستم·بگرفت دستم دست خدایی
- 7 ای ساقی شه هین الله الله·افزون ده آن می چون مرتضایی
- 8 یک گوشه جان ماندست پیچان·و آن پیچش از تو یابد رهایی
- 9 جنگ است نیمم با نیم دیگر·هین صلح شان ده تا چند پایی
- 10 زاغی و بازی در یک قفس شد·و از زخم هر دو در ابتلایی
- 11 بگشا قفس را تا ره شودشان·جنگی نماند چون در گشایی
- 12 نفسی و عقلی در سینه ما·در جنگ و محنت مست خدایی
- 13 گر جنگ خواهی درشان فروبند·ور نی بکن شان یک دم سقایی
- 14 در آب افکن چون مهد موسی·این جان ما را چون جان مایی
- 15 تا کش نیاید فرعون ملعون·نی آن عوانان اندر دغایی
- 16 در آب رقصان مهد لطیفش·از خوف رسته وز بینوایی
- 17 فرعون اکنون بشناسد او را·کز راه آب او کرد ارتقایی
- 18 تو میر آبی و آن آب قایم·داد و دهش را دایم سزایی
- 19 در خانه موسی در خوف جان بد·در آب بودش امن بقایی
- 20 هر چیز زنده از آب باشد·کب است ما را نقل سمایی
- 21 تو آب آبی تو تاب تابی·آب از تو یابد لطف و روایی
- 22 قارون نعمت طماع گردد·در بخشش تو گیرد گدایی
- 23 جز در گدایی کس این نیابد·ناموس کم کن با کبریایی
- 24 گیرنده خواهد جوینده خواهد·ناموس آرد جان را جدایی
- 25 خاموش کردم لیکن روانم·در اندرونم گشتهست نایی
ganjoor: sh3133 · public domain