Divan-e Shams› Ghazal 3141› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۴۱
- ای دلا گرد حوض میگشتی دیدی آخر که هم درافتادی
G3141:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای خجل از تو شکر و آزادی·لایق آن وصال کو شادی
- 2 عشق را بین که صد دهان بگشاد·چون تو چشمان عشق بگشادی
- 3 ای دلا گرد حوض میگشتی·دیدی آخر که هم درافتادی
- 4 ز آب و آتش چو باد بگذشتی·ای دل ار آتشی و ار بادی
- 5 دل و عشقاند هر دو شاگردش·خورد شاگرد را به استادی
- 6 اولا هر چه خاک و خاکی بود·پیش جاروب باد بنهادی
- 7 تا همه باد گشت آبستن·تا از آن باد عالمی زادی
- 8 زاده باد خورد مادر را·همچو آتش ز تاب بیدادی
- 9 کرمکی در درخت پیدا شد·تا بخوردش ز اصل و بنیادی
- 10 عشق آن کرم بود در تحقیق·در دل صد جنید بغدادی
- 11 نی جنیدی گذاشت و نی بغداد·عشق خونی به زخم جلادی
- 12 چون خلیفه بکوفت طبل بقا·کرد خالق اساس ایجادی
- 13 یک وجودی بزرگ ظاهر شد·همه شادی و عشرت و رادی
- 14 شمس تبریز چهرهای بنما·تا نمایم سخن بعبادی
ganjoor: sh3141 · public domain