دیوان شمس› غزل ۳۱۶۷› بیت ۲ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۶۷
- هر نفسی شعله زند دین از او سوز نهد در جگر کافری
G3167:2
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 از مه من مست دو صد مشتری·غمزه او سحر دو صد سامری
- 2 هر نفسی شعله زند دین از او·سوز نهد در جگر کافری
- 3 آتش دل بر شده تا آسمان·وز تف او گشته افق احمری
- 4 دوش جمال تو همیشد شتاب·در کف او مشعله آذری
- 5 گفتم هین قصد کی داری بگو·شیر خدا حمله کجا میبری
- 6 ای تو سلیمان به سپاه و لوا·خاتم تو افسر دیو و پری
- 7 جان و روان سخت روان میروی·سوی من کشته دمی ننگری
- 8 نعره مستان میت نشنوی·هیچ کسی را به کسی نشمری
- 9 تیز همیکرد خیالش نظر·محو شدم در تف آن ناظری
- 10 نیست شدم نیست از آن شور نیست·رفت ز من مهتری و کهتری
- 11 مفخر تبریز شهم شمس دین·شرح دهد حال من ار منکری
ganjoor: sh3167 · public domain