دیوان شمس› غزل ۳۱۷۱› بیت ۵ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۷۱
- روی به جنگ آر و به صف شیروار ورنه چو گربه تو در انبان شوی
G3171:5
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 خشم مرو خواجه! پشیمان شوی·جمع نشین، ورنه پریشان شوی
- 2 طیره مشو خیره مرو زین چمن·ورنه چو جغدان سوی ویران شوی
- 3 گر بگریزی ز خراجات شهر·بارکش غول بیابان شوی
- 4 گر تو ز خورشید حمل سر کشی·بفسری و برف زمستان شوی
- 5 روی به جنگ آر و به صف شیروار·ورنه چو گربه تو در انبان شوی
- 6 کم خور ازین پاچهٔ گاو، ای ملک·سیر چریدی، خر شیطان شوی
- 7 کافر نفست چو زبون تو شد·گر همه کفری همه ایمان شوی
- 8 روی مکن ترش ز تلخی یار·تا ز عنایت گل خندان شوی
- 9 دست و دهان را چو بشویی ز حرص·صاحب و همکاسهٔ سلطان شوی
- 10 ای دل، یک لحظه تو دیوانه ای·باز دمی خواجهٔ دیوان شوی
- 11 گاه بدزدی، ره ایران زنی·گاه روی شحنهٔ توران شوی
- 12 گه ز (سپاهان) و حجاز) و (عراق)·مطرب آن ماه خراسان شوی
- 13 بوقلمونی چه شود گر چو عقل·یک صفت و یک دل و یکسان شوی؟
- 14 گر نکنی این همه خاموش باش·تا به خموشی همگی جان شوی
- 15 روی به شمس الحق تبریز کن·تا ملک ملک سلیمان شوی
ganjoor: sh3171 · public domain