Divan-e Shams› Ghazal 322 ← previous · next →
Divan-e Shams · G322 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۳۲۲
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G322:1 آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمتبیدل و بیخودت کنم در دل و جان نشانمت
- G322:2 آمدهام بهارِ خوش پیشِ تو ای درخت گلتا که کنار گیرمت، خوش خوش و میفشانمت
- G322:3 آمدهام که تا تو را جلوه دَهَم در این سراهمچو دعای عاشقان فوقِ فلک رسانمت
- G322:4 آمدهام که بوسهای از صنمی ربودهایبازبده به خوشدلی خواجه که واسِتانمت
- G322:5 گل چه بُوَد که کُل تویی ناطقِ امرِ قُل توییگر دگری نداندت چون تو منی بدانمت
- G322:6 جان و روان من تویی فاتحه خوان من توییفاتحه شو تو یک سری تا که به دل بخوانمت
- G322:7 صیدِ منی شکارِ من گرچه ز دام جَستهایجانبِ دام باز رو وَر نروی بِرانمت
- G322:8 شیر بگفت مَر مَرا نادره آهوی برودر پی من چه میدوی تیز که بردَرانمت
- G322:9 زخم پذیر و پیش رو چون سپرِ شجاعتیگوش به غیر زِه مَده تا چو کمان خَمانمت
- G322:10 از حدِ خاک تا بشر چند هزار منزلستشهر به شهر بُردمت بر سَرِ ره نمانمت
- G322:11 هیچ مگو و کف مکن سَر مگشای دیگ رانیک بجوش و صبر کن زانکِ همی پزانمت
- G322:12 نی که تو شیرزادهای در تَنِ آهوی نهانمن ز حجاب آهوی یک رَهه بگذرانمت
- G322:13 گوی منی و میدوی در چوگانِ حکمِ مندر پی تو همی دَوَم گرچه که میدوانمت
ganjoor: sh322 · public domain