Divan-e Shams› Ghazal 322› Beyt 9 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۲۲
- زخم پذیر و پیش رو چون سپرِ شجاعتی گوش به غیر زِه مَده تا چو کمان خَمانمت
G322:9
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت·بیدل و بیخودت کنم در دل و جان نشانمت
- 2 آمدهام بهارِ خوش پیشِ تو ای درخت گل·تا که کنار گیرمت، خوش خوش و میفشانمت
- 3 آمدهام که تا تو را جلوه دَهَم در این سرا·همچو دعای عاشقان فوقِ فلک رسانمت
- 4 آمدهام که بوسهای از صنمی ربودهای·بازبده به خوشدلی خواجه که واسِتانمت
- 5 گل چه بُوَد که کُل تویی ناطقِ امرِ قُل تویی·گر دگری نداندت چون تو منی بدانمت
- 6 جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی·فاتحه شو تو یک سری تا که به دل بخوانمت
- 7 صیدِ منی شکارِ من گرچه ز دام جَستهای·جانبِ دام باز رو وَر نروی بِرانمت
- 8 شیر بگفت مَر مَرا نادره آهوی برو·در پی من چه میدوی تیز که بردَرانمت
- 9 زخم پذیر و پیش رو چون سپرِ شجاعتی·گوش به غیر زِه مَده تا چو کمان خَمانمت
- 10 از حدِ خاک تا بشر چند هزار منزلست·شهر به شهر بُردمت بر سَرِ ره نمانمت
- 11 هیچ مگو و کف مکن سَر مگشای دیگ را·نیک بجوش و صبر کن زانکِ همی پزانمت
- 12 نی که تو شیرزادهای در تَنِ آهوی نهان·من ز حجاب آهوی یک رَهه بگذرانمت
- 13 گوی منی و میدوی در چوگانِ حکمِ من·در پی تو همی دَوَم گرچه که میدوانمت
ganjoor: sh322 · public domain