Divan-e Shams› Ghazal 332› Beyt 13 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۳۲
- مستند همه خانه کسی را خبری نیست از هر کی درآید که فلانست و فلانهست
G332:13
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست·از خواجه بپرسید که این خانه چه خانهست
- 2 این صورت بت چیست اگر خانهٔ کعبهست·وین نور خدا چیست اگر دیر مغانهست
- 3 گنجیست در این خانه که در کون نگنجد·این خانه و این خواجه همه فعل و بهانهست
- 4 بر خانه منه دست که این خانه طلسمست·با خواجه مگویید که او مست شبانهست
- 5 خاک و خس این خانه همه عنبر و مشکست·بانگ در این خانه همه بیت و ترانهست
- 6 فیالجمله هر آن کس که در این خانه رهی یافت·سلطان زمینست و سلیمان زمانهست
- 7 ای خواجه یکی سر تو از این بام فروکن·کاندر رخ خوب تو ز اقبال نشانهست
- 8 سوگند به جان تو که جز دیدن رویت·گر ملک زمینست فسونست و فسانهست
- 9 حیران شده بستان که چه برگ و چه شکوفهست·واله شده مرغان که چه دامست و چه دانهست
- 10 این خواجهٔ چرخست که چون زهره و ماهست·وین خانهٔ عشق است که بیحد و کرانهست
- 11 چون آینه جان نقش تو در دل بگرفتهست·دل در سر زلف تو فرورفته چو شانهست
- 12 در حضرت یوسف که زنان دست بریدند·ای جان تو به من آی که جان آن میانهست
- 13 مستند همه خانه کسی را خبری نیست·از هر کی درآید که فلانست و فلانهست
- 14 شومست بر آستانه مشین خانه درآ زود·تاریک کند آنک ورا جاش ستانهست
- 15 مستان خدا گرچه هزارند یکیاند·مستان هوا جمله دوگانهست و سه گانهست
- 16 در بیشهٔ شیران رو وز زخم میندیش·کهاندیشه ترسیدن اَشکال زنانهست
- 17 کانجا نبوَد زخم، همه رحمت و مهرست·لیکن پسِ در وهم تو مانندهٔ فانهست
- 18 در بیشه مزن آتش و خاموش کن ای دل·درکش تو زبان را که زبان تو زبانهست
ganjoor: sh332 · public domain