Divan-e Shams Ghazal 398 Beyt 7 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۹۸

  1. یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست

G398:7

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست·وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
  2. 2 این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب·خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست
  3. 3 تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان·در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست
  4. 4 چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین·ذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست
  5. 5 از تقاضاهای مستان وز جواب لن تران·در شفاعت مو به موی احمد مختار مست
  6. 6 او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیده‌ایم·از شراب آن سری گردد سر و دستار مست
  7. 7 یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر·شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست
  8. 8 گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب·عرش و کرسی آسمان‌ها این همه کردار مست
  9. 9 شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد·از شراب عشق گشتست این در و دیوار مست

ganjoor: sh398 · public domain