Divan-e Shams› Ghazal 404 ← previous · next →
Divan-e Shams · G404 · 11 beyts
غزل شمارهٔ ۴۰۴
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G404:1 هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشتهله پیش آ که بگویم سخن راز به گوشت
- G404:2 می روح آمد نادر رو از آن هم بچش آخرکه به یک جرعه بپرد همه طراری و هوشت
- G404:3 چو از این هوش برستی به مساقات و به مستیدهدت صد هش دیگر کرم باده فروشت
- G404:4 چو در اسرار درآیی کندت روح سقاییبه فلک غلغله افتد ز هیاهوی و خروشت
- G404:5 بستان باده دیگر جز از آن احمر و اصفرکندت خواجه معنی برهاند ز نقوشت
- G404:6 دهد آن کان ملاحت قدحی وقت صباحتبه از آن صد قدح می که بخوردی شب دوشت
- G404:7 تو اگر های نگویی و اگر هوی نگوییهمه اموات و جمادات بجوشند ز جوشت
- G404:8 چو در آن حلقه بگنجی زبر معدن و گنجیهوس کسب بیفتد ز دل مکسبه کوشت
- G404:9 تو که از شر اعادی به دو صد چاه فتادیبرهانید به آخر کرم مظلمه پوشت
- G404:10 همه آهنگ لقا کن خمش و صید رها کنبه خموشیت میسر شود این صید وحوشت
- G404:11 تو دهان را چو ببندی خمشی را بپسندیکشش و جذب ندیمان نگذارند خموشت
ganjoor: sh404 · public domain