Divan-e Shams Ghazal 42 Beyt 10 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۴۲

  1. جسم مرا خاک کنی خاک مرا پاک کنی باز مرا نقش کنی ماه‌عذاری صنما

G42:10

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما·ما همه پابسته تو شیر شکاری صنما
  2. 2 دلبر بی‌کینه ما شمع دل سینه ما·در دو جهان در دو سرا کار تو داری صنما
  3. 3 ذره به ذره بر‌ِ تو سجده‌کنان بر در‌ِ تو·چاکر و یاریگر تو آه چه یاری صنما
  4. 4 هر نفسی تشنه‌ترم بستهٔ جوع البقرم·گفت که دریا بخوری‌؟ گفتم که‌آری صنما
  5. 5 هر کی ز تو نیست جدا‌، هیچ نمیرد به خدا·آنگه اگر مرگ بود پیش تو باری صنما
  6. 6 نیست مرا کار و دکان هستم بی‌کار جهان·زان که ندانم جز تو کارگزاری صنما
  7. 7 خواه شب و خواه سحر نیستم از هر دو خبر·کیست خبر چیست خبر روز‌ شماری صنما
  8. 8 روز مرا دیدن تو شب غم ببریدن تو·از تو شبم روز شود همچو نهاری صنما
  9. 9 باغ پر از نعمت من گلبن بازینت من·هیچ ندید و نبود چون تو بهاری صنما
  10. 10 جسم مرا خاک کنی خاک مرا پاک کنی·باز مرا نقش کنی ماه‌عذاری صنما
  11. 11 فلسفی‌َک کور شود نور از او دور شود·زو ندمد سنبل دین چونک نکاری صنما
  12. 12 فلسفی این هستی من عارف تو مستی من·خوبی این زشتی آن هم تو نگاری صنما

ganjoor: sh42 · public domain