Divan-e Shams› Ghazal 441 ← previous · next →
Divan-e Shams · G441 · 24 beyts
غزل شمارهٔ ۴۴۱
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G441:1 بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوست
- G441:2 ای آفتاب حُسن! برون آ دمی ز ابرکآن چهرهٔ مُشَعشَعِ تابانم آرزوست
- G441:3 بشنودم از هوای تو آواز طبل بازباز آمدم که ساعدِ سلطانم آرزوست
- G441:4 گفتی ز ناز «بیش مَرَنجان مرا، برو»آن گفتنت، که «بیش مرنجانم» آرزوست
- G441:5 وآن دفع گفتنت که «برو، شَه به خانه نیست»وآن ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
- G441:6 در دست هر که هست ز خوبی قُراضههاستآن معدن مَلاحت و آن کانم آرزوست
- G441:7 این نان و آب چرخ، چو سیل است بیوفامن ماهیام، نهنگم و عُمّانم آرزوست
- G441:8 یعقوبوار وا اَسَفاها همی زنمدیدارِ خوبِ یوسفِ کنعانم آرزوست
- G441:9 والله که شهر بیتو مرا حبس میشودآوارگیّ و کوه و بیابانم آرزوست
- G441:10 زین همرهان سستعناصِر دلم گرفتشیر خدا و رستم دستانم آرزوست
- G441:11 جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم اوآن نورِ رویِ موسیِ عِمرانم آرزوست
- G441:12 زین خلق پُرشکایتِ گریان شدم ملولآن های هوی و نعرهٔ مستانم آرزوست
- G441:13 گویاترم ز بلبل امّا ز رَشک عاممُهر است بر دهانم و افغانم آرزوست
- G441:14 دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهرکز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست
- G441:15 گفتند «یافت مینشود، جُستهایم ما»گفت «آن چه یافت مینَشوَد، آنم آرزوست»
- G441:16 هرچند مُفلسم نپذیرم عقیق خُردکانِ عقیقِ نادرِ ارزانم آرزوست
- G441:17 پنهان ز دیدهها و همه دیدهها از اوستآن آشکارْ صنعتِ پنهانم آرزوست
- G441:18 خود کار من گذشت ز هر آرزو و آزاز کان و از مکان، پی ارکانم آرزوست
- G441:19 گوشم شنید قصّهٔ ایمان و مست شدکو قِسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
- G441:20 یک دست جام باده و یک دست جَعد یاررقصی چنین میانهٔ میدانم آرزوست
- G441:21 میگوید آن رباب که مُردم ز انتظاردست و کنار و زخمهٔ عثمانم آرزوست
- G441:22 من هم رباب عشقم و عشقم رُبابی استوآن لطفهای زخمهٔ رحمانم آرزوست
- G441:23 باقی این غزل را ای مطرب ظریفزین سان همی شمار که زین سانم آرزوست
- G441:24 بنمای شمس مَفخَر تبریز رو ز شرقمن هدهدم حضور سلیمانم آرزوست
ganjoor: sh441 · public domain