Divan-e Shams Ghazal 442 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۴۴۲

  1. گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم گاهی چو آب حبس شدم در سبوی دوست

G442:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 بر عاشقان فریضه بوَد جستجوی دوست·بر روی و سر چو سیل دوان تا به جوی دوست
  2. 2 خود اوست جمله طالب و ما همچو سایه‌ها·ای گفتگوی ما همگی گفتگوی دوست
  3. 3 گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم·گاهی چو آب حبس شدم در سبوی دوست
  4. 4 گه چون حویج دیگ بجوشیم و او به فکر·کفگیر می‌زند که چنینست خوی دوست
  5. 5 بر گوش ما نهاده دهان او به دمدمه·تا جان ما بگیرد یکباره بوی دوست
  6. 6 چون جانِ جانْ وی آمد از وی گزیر نیست·من در جهان ندیدم یک جان عدوی دوست
  7. 7 بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف·ندهی به هر دو عالم یک تای موی دوست
  8. 8 با دوست ما نشسته که ای دوست، دوست کو؟·کو کو همی‌زنیم ز مستی به کوی دوست
  9. 9 تصویرهای ناخوش و اندیشهٔ رکیک·از طبع سست باشد و این نیست سوی دوست
  10. 10 خاموش باش تا صفت خویش خود کند·کو های های سرد تو؟ کو های هوی دوست؟

ganjoor: sh442 · public domain