Divan-e Shams› Ghazal 456› Beyt 9 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۴۵۶
- گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
G456:9
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست·عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
- 2 بی حد و بیکناری نایی تو در کنار·ای بحر بیامان که تو را زینهار نیست
- 3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان·چون چرخ بیقرار کسی را قرار نیست
- 4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست·جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
- 5 تا کار و بار عشق هوای تو دیدهام·ما را تحیریست که با کار کار نیست
- 6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیست·یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
- 7 مرغان جستهایم ز صد دام مردوار·دامیست دام تو که از این سو مطار نیست
- 8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح·با جام بادهای که مر آن را خمار نیست
- 9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق·گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
- 10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین·مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
- 11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا·هنگام مردنست زمان عقار نیست
- 12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر·زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
- 13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش·سوی مقربان وصالت گذار نیست
- 14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش·جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست
ganjoor: sh456 · public domain