Divan-e Shams› Ghazal 46› Beyt 10 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۴۶
- کحل نظر در او نهد دست کرم بر او زند سینه بسوزد از حسد این فلک خمیده را
G46:10
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را·داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را
- 2 هوش فزود هوش را حلقه نمود گوش را·جوش نمود نوش را نور فزود دیده را
- 3 گفت که ای نزار من خسته و ترسگار من·من نفروشم از کرم بنده خودخریده را
- 4 بین که چه داد میکند بین چه گشاد میکند·یوسف یاد میکند عاشق کف بریده را
- 5 داشت مرا چو جان خود رفت ز من گمان بد·بر کتفم نهاد او خلعت نورسیده را
- 6 عاجز و بیکسم مبین اشک چو اطلسم مبین·در تن من کشیده بین اطلس زرکشیده را
- 7 هر که بود در این طلب بس عجبست و بوالعجب·صد طربست در طرب جان ز خود رهیده را
- 8 چاشنی جنون او خوشتر یا فسون او·چونک نهفته لب گزد خسته غم گزیده را
- 9 وعده دهد به یار خود گل دهد از کنار خود·پر کند از خمار خود دیده خون چکیده را
- 10 کحل نظر در او نهد دست کرم بر او زند·سینه بسوزد از حسد این فلک خمیده را
- 11 جام می الست خود خویش دهد به مست خود·طبل زند به دست خود باز دل پریده را
- 12 بهر خدای را خمش خوی سکوت را مکش·چون که عصیده میرسد کوته کن قصیده را
- 13 مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن·در مگشا و کم نما گلشن نورسیده را
ganjoor: sh46 · public domain