Divan-e Shams› Ghazal 483 ← previous · next →
Divan-e Shams · G483 · 28 beyts
غزل شمارهٔ ۴۸۳
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G483:1 هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاستبدانک خصم دلست و مراقب تنهاست
- G483:2 به چنگ و تنتن این تن نهادهای گوشیتن تو توده خاکست و دمدمه ش چو هواست
- G483:3 هوای نفس تو همچون هوای گردانگیزعدوِ دیده و بیناییست و خصم ِ ضیاست
- G483:4 توی مگر مگس این مطاعم عسلینکه زامقلو تو را درد و زانقلوه عناست
- G483:5 در آن زمان که در این دوغ میفتی چو مگسعجب که توبه و عقل و رأیت تو کجاست
- G483:6 به عهد و توبه چرا چون فتیله میپیچیکه عهد تو چو چراغی رهین هر نکباست
- G483:7 بگو به یوسف یعقوب هجر را دریابکه بی ز پیرهن نصرت تو حبس عماست
- G483:8 چو گوشت پاره ضریریست مانده بر جاییچو مردهایست ضریر و عقیله احیاست
- G483:9 به جای دارو او خاک میزند در چشمبدان گمان که مگر سرمه است و خاک و دواست
- G483:10 چو لا تعاف من الکافرین دیارادعای نوح نبیست و او مجاب دعاست
- G483:11 همیشه کشتی احمق غریق طوفانستکه زشت صنعت و مبغوض گوهر و رسواست
- G483:12 اگر چه بحر کرم موج میزند هر سوبه حکم عدل خبیثات مر خبیثین راست
- G483:13 قفا همیخور و اندرمکش کلا گردنچنان گلو که تو داری سزای صفع و قفاست
- G483:14 گلو گشاده چو فرج فراخ ماده خرانکه کیر خر نرهد زو چو پیش او برخاست
- G483:15 بخور تو ای سگ گرگین شکنبه و سرگینشکمبه و دهن سگ بلی سزا به سزاست
- G483:16 بیا بخور خر مرده سگ شکار نهایز پوز و ز شکم و طلعت تو خود پیداست
- G483:17 سگ محله و بازار صید کی گیردمقام صید سر کوه و بیشه و صحراست
- G483:18 رها کن این همه را نام یار و دلبر گوکه زشتها که بدو دررسد همه زیباست
- G483:19 که کیمیاست پناه وی و تعلق اومصرف همه ذرات اسفل و اعلاست
- G483:20 نهان کند دو جهان را درون یک ذرهکه از تصرف او عقل گول و نابیناست
- G483:21 بدانک زیرکی عقل جمله دهلیزیستاگر به علم فلاطون بود برون سراست
- G483:22 جنون عشق به از صد هزار گردون عقلکه عقل دعوی سر کرد و عشق بیسر و پاست
- G483:23 هر آنک سر بودش بیم سر همش باشدحریف بیم نباشد هر آنک شیر وغاست
- G483:24 رود درونه سم الخیاط رشته عشقکه سر ندارد و بیسر مجرد و یکتاست
- G483:25 قلاوزی کندش سوزن و روان کندشکه تا وصال ببخشد به پارهها که جداست
- G483:26 حدیث سوزن و رشته بهل که باریکستحدیث موسی جان کن که با ید بیضاست
- G483:27 حدیث قصه آن بحر خوشدلیها گوکه قطره قطره او مایه دو صد دریاست
- G483:28 چو کاسه بر سر بحری و بیخبر از بحرببین ز موج تو را هر نفس چه گردشهاست
ganjoor: sh483 · public domain