Divan-e Shams› Ghazal 486› Beyt 17 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۴۸۶
- دلم کی باشد؟ و من کیستم؟ ستایش چیست؟ ولیک جان را گلشن کنم به ریحانت
G486:17
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 به حق چشم خمار لطیف تابانت·به حلقه حلقهٔ آن طرهٔ پریشانت
- 2 بدان حلاوت بیمر و تنگهای شکر·که تعبیهست در آن لعل شکرافشانت
- 3 به کهربایی کاندر دو لعل تو درج است·که گشت از آن مه و خورشید و ذره جویانت
- 4 به حق غنچه و گلهای لعل روحانی·که دام بلبل عقلست در گلستانت
- 5 به آب حسن و به تاب جمال جانپرور·کز آن گشاد دهان را انار خندانت
- 6 بدان جمال الهی که قبلهٔ دلهاست·که دم به دم ز طرب سجده میبرد جانت
- 7 تو یوسفی و تو را معجزات بسیار است·ولی بسست خود آن روی خوب برهانت
- 8 چه جای یوسف بس یوسفان اسیر توند·خدای عز و جل کی دهد بدیشانت
- 9 ز هر گیاه و ز هر برگ رویدی نرگس·برای دیدنت از جا بدی به بستانت
- 10 چو سوخت ز آتش عشق تو جان گرمروان·کجا دهد شه سردان به دست سردانت
- 11 شعاع روی تو پوشیده کرد صورت تو·که غرقه کرد چو خورشید نور سبحانت
- 12 هزار صورت هر دم ز نور خورشیدت·برآید از دل پاک و نماید احسانت
- 13 درون خویش اگر خواهدت دل ناپاک·ز ابلهی و خری میکشد به زندانت
- 14 نه هیچ عاقل بفریبدت به حیلتِ عقل·نه پایبند کند جادهٔ هیچ سلطانت
- 15 تو را که در دو جهان مینگنجی از عظمت·ابوهریره گمان چون برد در انبانت؟!
- 16 به هر غزل که ستایم تو را ز پردهٔ شعر·دلم ز پرده ستاید هزار چندانت
- 17 دلم کی باشد؟ و من کیستم؟ ستایش چیست؟·ولیک جان را گلشن کنم به ریحانت
- 18 بیا تو مفخر آفاقْ شمس تبریزی·که تو غریب مهی و غریب ارکانت
ganjoor: sh486 · public domain