Divan-e Shams› Ghazal 507› Beyt 6 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۰۷
- هر دو جهان چون دو کف و تو چو جان کف چه دهد کان ز سخای تو نیست
G507:6
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 کیست که او بنده رای تو نیست·کیست که او مست لقای تو نیست
- 2 غصه کشی کو که ز خوف تو نیست·یا طربی کان ز رجای تو نیست
- 3 بخل کفی کو که ز قبض تو نیست·یا کرمی کان ز عطای تو نیست
- 4 لعل لبی کو که ز کان تو نیست·محتشمی کو که گدای تو نیست
- 5 متصل اوصاف تو با جانها·یک رگ بیبند و گشای تو نیست
- 6 هر دو جهان چون دو کف و تو چو جان·کف چه دهد کان ز سخای تو نیست
- 7 چشم کی دیدست در این باغ کون·رقص گلی کان ز هوای تو نیست
- 8 غافل ناله کند از جور خلق·خلق به جز شبه عصای تو نیست
- 9 جنبش این جمله عصاها ز توست·هر یک جز درد و دوای تو نیست
- 10 زخم معلم زند آن چوب کیست·کیست که او بند قضای تو نیست
- 11 همچو سگان چوب تو را میگزند·در سرشان فهم جزای تو نیست
- 12 دفع بلای تن و آزار خلق·جز به مناجات و ثنای تو نیست
- 13 بشکنی این چوب نه چوبش کمست·دفع دو سه چوب رهای تو نیست
- 14 صاحب حوت از غم امت گریخت·جان به کجا برد که جای تو نیست
- 15 بس کن وز محنت یونس بترس·با قدر استیزه به پای تو نیست
ganjoor: sh507 · public domain