Divan-e Shams› Ghazal 511› Beyt 8 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۱۱
- مستِ همه گَرد در این شهر ما دزد و عسس را شَهِ ما بست بست
G511:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 همچو گل سرخ بُرو دست دست·همچو میای خلق ز تو مست مست
- 2 بازوی تو قوس خدا یافت یافت·تیر تو از چرخ برون جَست جَست
- 3 غیرت تو گفت بُرو راه نیست·رحمت تو گفت: «بیا! هست هست»
- 4 لطف تو دریاست و منم ماهیاش·غیرت تو ساخت مرا شَست شَست
- 5 مرهم تو طالب مجروحهاست·نیست غم ار شستِ توام خست خست
- 6 ای که تو نزدیکتر از دَم به من·دَم نزنم پیش تو جز پست پست
- 7 گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود·از دم یعقوب کرم رَست رَست
- 8 مستِ همه گَرد در این شهر ما·دزد و عسس را شَهِ ما بست بست
ganjoor: sh511 · public domain