Divan-e Shams› Ghazal 512› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۱۲
- من در آن خوف ببندم تمام چون که مرا حکم و شهی جاریست
G512:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 صبر مرا آینه بیماریست·آینه عاشق غمخواریست
- 2 درد نباشد ننماید صبور·که دل او روشن یا تاریست
- 3 آینه جوییست نشان جمال·که رخم از عیب و کلف عاریست
- 4 ور کلفی باشد عاریتیست·قابل داروست و تب افشاریست
- 5 آینه رنج ز فرعون دور·کان رخ او رنگی و زنگاریست
- 6 چند هزاران سر طفلان برید·کم ز قضا دردسری ساریست
- 7 من در آن خوف ببندم تمام·چون که مرا حکم و شهی جاریست
- 8 گفت قضا بر سر و سبلت مخند·کاین قلمی رفته ز جباریست
- 9 کور شو امروز که موسی رسید·در کف او خنجر قهاریست
- 10 حلق بکش پیش وی و سر مپیچ·کاین نه زمان فن و مکاریست
- 11 سبط که سرشان بشکستی به ظلم·بعد توشان دولت و پاداریست
- 12 خار زدی در دل و در دیدشان·این دمشان نوبت گلزاریست
- 13 خلق مرا زهر خورانیدهای·از منشان داد شکرباریست
- 14 از تو کشیدند خمار دراز·تا به ابدشان می و خماریست
- 15 هیزم دیک فقرا ظالمست·پخته بدو گردد کو ناریست
- 16 دم نزدم زان که دم من سکست·نوبت خاموشی و ستاریست
- 17 خامش کن که تا بگوید حبیب·آن سخنان کز همه متواریست
ganjoor: sh512 · public domain