Divan-e Shams› Ghazal 515› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۱۵
- خرمن ارواح نهایت نداشت مورچهای چیز محقر گرفت
G515:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 خانه دل باز کبوتر گرفت·مشغله و بقر بقو درگرفت
- 2 غلغل مستان چو به گردون رسید·کرکس زرین فلک پر گرفت
- 3 بوطربون گشت مه و مشتری·زهره مطرب طرب از سر گرفت
- 4 خالق ارواح ز آب و ز گل·آینهای کرد و برابر گرفت
- 5 ز آینه صد نقش شد و هر یکی·آنچ مر او راست میسر گرفت
- 6 هر که دلی داشت به پایش فتاد·هر که سر او سر منبر گرفت
- 7 خرمن ارواح نهایت نداشت·مورچهای چیز محقر گرفت
- 8 گر ز تو پر گشت جهان همچو برف·نیست شوی چون تَف خور درگرفت
- 9 نیست شو ای برف و همه خاک شو·بنگر کاین خاک چه زیور گرفت
- 10 خاک به تدریج بدان جا رسید·کز فر او هر دو جهان فر گرفت
- 11 بس که زبان این دم معزول شد·بس که جهان جان سخنور گرفت
ganjoor: sh515 · public domain