Divan-e Shams› Ghazal 527 ← previous · next →
Divan-e Shams · G527 · 15 beyts
غزل شمارهٔ ۵۲۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G527:1 گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زندوین عالم بیاصل را چون ذرهها برهم زند
- G527:2 عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شودآدم نماند و آدمی گر خویش با آدم زند
- G527:3 دودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملکزان دود ناگه آتشی بر گنبد اعظم زند
- G527:4 بشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکانشوری درافتد در جهان، وین سور بر ماتم زند
- G527:5 گه آب را آتش برد گه آب آتش را خوردگه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زند
- G527:6 خورشید افتد در کمی از نور جان آدمیکم پرس از نامحرمان آن جا که محرم کم زند
- G527:7 مریخ بگذارد نری دفتر بسوزد مشتریمه را نماند، مِهتری، شادّیِ او بر غم زند
- G527:8 افتد عطارد در وحل آتش درافتد در زحلزَهره نماند زُهره را تا پردهٔ خرم زند
- G527:9 نی قوس ماند نی قزح نی باده ماند نی قدحنی عیش ماند نی فرح نی زخم بر مرهم زند
- G527:10 نی آب نقاشی کند نی باد فراشی کندنی باغ خوشباشی کند نی ابر نیسان نم زند
- G527:11 نی درد ماند نی دوا نی خصم ماند نی گوانی نای ماند نی نوا نی چنگ زیر و بم زند
- G527:12 اسباب در باقی شود ساقی به خود ساقی شودجان ربی الاعلی گُوَد دل ربی الاعلم زند
- G527:13 برجه که نقاش ازل بار دوم شد در عملتا نقشهای بیبدل بر کسوهٔ مَعلَم زند
- G527:14 حق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوختهآتش بسوزد قلب را بر قلب آن عالم زند
- G527:15 خورشید حق دل شرق او شرقی که هر دم برق اوبر پورهٔ ادهم جهد بر عیسی مریم زند
ganjoor: sh527 · public domain