Divan-e Shams› Ghazal 535› Beyt 11 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۳۵
- چون نور بیرون این بود پس او که دولت بین بود یا رب چه باتمکین بود یا رب چه رخشان میرود
G535:11
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 سودای تو در جوی جان چون آب حیوان میرود·آب حیات از عشق تو در جوی جویان میرود
- 2 عالم پر از حمد و ثنا از طوطیان آشنا·مرغ دلم بر میپرد چون ذکر مرغان میرود
- 3 بر ذکر ایشان جان دهم جان را خوش و خندان دهم·جان چون نخندد چون ز تن در لطف جانان میرود
- 4 هر مرغ جان چون فاخته در عشق طوقی ساخته·چون من قفس پرداخته سوی سلیمان میرود
- 5 از جان هر سبحانیی هر دم یکی روحانیی·مست و خراب و فانیی تا عرش سبحان میرود
- 6 جان چیست خم خسروان در وی شراب آسمان·زین رو سخن چون بیخودان هر دم پریشان میرود
- 7 در خوردنم ذوقی دگر در رفتنم ذوقی دگر·در گفتنم ذوقی دگر باقی بر این سان میرود
- 8 میدان خوش است ای ماه رو با گیر و دار ما و تو·ای هر که لنگست اسب او لنگان ز میدان میرود
- 9 مه از پی چوگان تو خود را چو گویی ساخته·خورشید هم جان باخته چون گوی غلطان میرود
- 10 این دو بسی بشتافته پیش تو ره نایافته·در نور تو دربافته بیرون ایوان میرود
- 11 چون نور بیرون این بود پس او که دولت بین بود·یا رب چه باتمکین بود یا رب چه رخشان میرود
ganjoor: sh535 · public domain