Divan-e Shams› Ghazal 543 ← previous · next →
Divan-e Shams · G543 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۵۴۳
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G543:1 یار مرا مینهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا میفشرد در بر خود
- G543:2 گاه چو قطار شتر میکشدم از پی خودگاه مرا پیش کند شاه چو سرلشکر خود
- G543:3 گه چو نگینم بمزد تا که به من مهر نهدگاه مرا حلقه کند دوزد او بر در خود
- G543:4 خون ببرد نطفه کند نطفه برد خلق کندخلق کشد عقل کند فاش کند محشر خود
- G543:5 گاه براند به نیم همچو کبوتر ز وطنگاه به صد لابه مرا خواند تا محضر خود
- G543:6 گاه چو کشتی بردم بر سر دریا به سفرگاه مرا لنگ کند بندد بر لنگر خود
- G543:7 گاه مرا آب کند از پی پاکی طلبانگاه مرا خار کند در ره بداختر خود
- G543:8 هشت بهشت ابدی منظر آن شاه نشدتا چه خوش است این دل من کو کندش منظر خود
- G543:9 من به شهادت نشدم مؤمن آن شاهد جانمؤمنش آن گاه شدم که بشدم کافر خود
- G543:10 هر کی درآمد به صفش یافت امان از تلفشتیغ بدیدم به کفش سوختم آن اسپر خود
- G543:11 همپر جبریل بدم ششصد پر بود مراچونک رسیدم بر او تا چه کنم من پر خود
- G543:12 حارس آن گوهر جان بودم روزان و شباندر تک دریای گهر فارغم از گوهر خود
- G543:13 چند صفت میکنیش چونک نگنجد به صفتبس کن تا من بروم بر سر شور و شر خود
ganjoor: sh543 · public domain