Divan-e Shams› Ghazal 548› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۴۸
- نطق عطاردانهام مستی بیکرانهام گر نبود ز خوان تو راتبه از کجا رسد
G548:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد·حسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسد
- 2 چشم تو ناز میکند لعل تو داد میدهد·کشتن و حشر بندگان لاجرم از خدا رسد
- 3 چشم کشید خنجری لعل نمود شکری·بو که میان کش مکش هدیه به آشنا رسد
- 4 سلطنتست و سروری خوبی و بنده پروری·و آنچ بگفت ناید آن کز تو به جان عطا رسد
- 5 نطق عطاردانهام مستی بیکرانهام·گر نبود ز خوان تو راتبه از کجا رسد
- 6 چرخ سجود میکند خرقه کبود میکند·چرخ زنان چو صوفیان چونک ز تو صلا رسد
- 7 جز تو خلیفه خدا کیست بگو به دور ما·سجده کند ملک تو را چون ملک از سما رسد
- 8 دولت خاکیان نگر کز ملکند پاکتر·پرورش این چنین بود کز بر شاه ما رسد
- 9 سر مکش از چنین سری کاید تاج از آن سرش·کبر مکن بر آن کسی کز سوی کبریا رسد
- 10 نقد الست میرسد دست به دست میرسد·زود بکن بلی بلی ور نکنی بلا رسد
- 11 من که خریده ویم پرده دریده ویم·رگ به رگ مرا از او لطف جدا جدا رسد
- 12 گر به تمام مستمی راز غمش بگفتمی·گفت تمام چون شکر زان مه خوش لقا رسد
ganjoor: sh548 · public domain