Divan-e Shams› Ghazal 566› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۶۶
- نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادم چو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد
G566:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد·دو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد
- 2 شما دلها نگه دارید مسلمانان که من باری·چنان آمیختم با او که دل با من نیامیزد
- 3 نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادم·چو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد
- 4 ز سایه خود گریزانم که نور از سایه پنهانست·قرارش از کجا باشد کسی کز سایه بگریزد
- 5 سر زلفش همیگوید صلا زوتر رسن بازی·رخ شمعش همیگوید کجا پروانه تا سوزد
- 6 برای این رسن بازی دلاور باش و چنبر شو·درافکن خویش در آتش چو شمع او برافروزد
- 7 چو ذوق سوختن دیدی دگر نشکیبی از آتش·اگر آب حیات آید تو را ز آتش نینگیزد
ganjoor: sh566 · public domain