Divan-e Shams› Ghazal 570› Beyt 6 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۷۰
- همیزد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
G570:6
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد·خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد
- 2 ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد·به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد
- 3 گل از نسرین همیپرسد که چون بودی در این غربت·همیگوید خوشم زیرا خوشیها زان دیار آمد
- 4 سمن با سرو میگوید که مستانه همیرقصی·به گوشش سرو میگوید که یار بردبار آمد
- 5 بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد·که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد
- 6 همیزد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی·بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
- 7 صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق·که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد
- 8 ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو·به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد
- 9 ببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر·که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد
ganjoor: sh570 · public domain