Divan-e Shams› Ghazal 592› Beyt 8 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۹۲
- شکسته بسته تازیها برای عشقبازیها بگویم هر چه من گویم شهی دارم که بستاند
G592:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند·بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند
- 2 اگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتد·به امر شاه لشکرها از آن بالا فروآید
- 3 اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران·بهار شهریار من ز دی انصاف بستاند
- 4 شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری·کف موسی یکایک را به جای خویش بنشاند
- 5 مترسان دل مترسان دل ز سختیهای این منزل·که آب چشمه حیوان بتا هرگز نمیراند
- 6 رَأَیْناکُمْ رأَیْناکُمْ وَ اَخْرَجْنا خَفایاکُمْ·فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَ إیّاکُمْ
- 7 وَ اِنْ طُفْتُمْ حَوالَینا وَ اَنْتُمْ نُورُ عَیْنانا·فَلا تَسْتَیْئِسُوا مِنّا فَإِنَّ العَیْشَ اَحْیاکُمْ
- 8 شکسته بسته تازیها برای عشقبازیها·بگویم هر چه من گویم شهی دارم که بستاند
- 9 چو من خود را نمییابم سخن را از کجا یابم؟·همان شمعی که داد این را همو شمعم بگیراند
ganjoor: sh592 · public domain