Divan-e Shams› Ghazal 637› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۶۳۷
- پرندوش پرندوش خرابات چه سان بد بگویید بگویید اگر مست شبانید
G637:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 برانید برانید که تا بازنمانید·بدانید بدانید که در عین عیانید
- 2 بتازید بتازید که چالاک سوارید·بنازید بنازید که خوبان جهانید
- 3 چه دارید چه دارید که آن یار ندارد·بیارید بیارید در این گوش بخوانید
- 4 پرندوش پرندوش خرابات چه سان بد·بگویید بگویید اگر مست شبانید
- 5 شرابیست شرابیست خدا را پنهانی·که دنیا و شما نیز ز یک جرعه آنید
- 6 دوم بار دوم بار چو یک جرعه بریزد·ز دنیا و ز عقبی و ز خود فرد بمانید
- 7 گشادست گشادست سر خابیه امروز·کدوها و سبوها سوی خمخانه کشانید
- 8 صلا گفت صلا گفت کنون فالق اصباح·سبک روح کند راح اگر سست و گرانید
- 9 رسیدند رسیدند رسولان نهانی·درآرید درآرید برونشان منشانید
- 10 دریغا و دریغا که در این خانه نگنجند·که ایشان همه کانند و شما بند مکانید
- 11 مبادا و مبادا که سر خویش بگیرید·که ایشان همه جانند و شما سخره نانید
- 12 بکوشید بکوشید که تا جان شود این تن·نه نان بود که تن گشت اگر آدمیانید
- 13 زهی عشق و زهی عشق که بس سخته کمانست·در آن دست و در آن شست و شما تیر مکانید
- 14 سماعیست سماعیست از آن سوی که سو نیست·عروسی همه آن جاست شما طبل زنانید
- 15 خموشید خموشید خموشانه بنوشید·بپوشید بپوشید شما گنج نهانید
- 16 به دیدار نهانید به آثار عیانید·پدید و نه پدیدیت که چون جوهر جانید
- 17 چو عقلید و چو عقلید هزاران و یکی چیز·پراکنده به هر خانه چو خورشید روانید
- 18 در این بحر در این بحر همه چیز بگنجد·مترسید مترسید گریبان مدرانید
- 19 دهان بست دهان بست از این شرح دل من·که تا گیج نگردید که تا خیره نمانید
ganjoor: sh637 · public domain