دیوان شمس› غزل ۶۳۸› بیت ۱۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۳۸
- از این شمع بسوزید دل و جان بفروزید تن تازه بپوشید چو این کهنه فکندید
G638:12
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 ملولان همه رفتند در خانه ببندید·بر آن عقل ملولانه همه جمع بخندید
- 2 به معراج برآیید چو از آل رسولید·رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید
- 3 چو او ماه شکافید شما ابر چرایید·چو او چست و ظریفست شما چون هلپندید
- 4 ملولان به چه رفتید که مردانه در این راه·چو فرهاد و چو شداد دمی کوه نکندید
- 5 چو مه روی نباشید ز مه روی متابید·چو رنجور نباشید سر خویش مبندید
- 6 چنان گشت و چنین گشت چنان راست نیاید·مدانید که چونید مدانید که چندید
- 7 چو آن چشمه بدیدیت چرا آب نگشتید·چو آن خویش بدیدیت چرا خویش پسندید
- 8 چو در کان نباتید ترش روی چرایید·چو در آب حیاتید چرا خشک و نژندید
- 9 چنین برمستیزید ز دولت مگریزید·چه امکان گریزست که در دام کمندید
- 10 گرفتار کمندید کز او هیچ امان نیست·مپیچید مپیچید بر استیزه مرندید
- 11 چو پروانه جانباز بسایید بر این شمع·چه موقوف رفیقید چه وابسته بندید
- 12 از این شمع بسوزید دل و جان بفروزید·تن تازه بپوشید چو این کهنه فکندید
- 13 ز روباه چه ترسید شما شیرنژادید·خر لنگ چرایید چو از پشت سمندید
- 14 همان یار بیاید در دولت بگشاید·که آن یار کلیدست شما جمله کلندید
- 15 خموشید که گفتار فروخورد شما را·خریدار چو طوطیست شما شکر و قندید
ganjoor: sh638 · public domain