ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 64› เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۶۴
- بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما
G64:3
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟·تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
- 2 تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد؟·تو دیدی هیچ وامق را که عذرا خواهد از عذرا؟
- 3 بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی·ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما
- 4 توی دریا، منم ماهی، چنان دارم که میخواهی·بکن رحمت، بکن شاهی، که از تو ماندهام تنها
- 5 ایا شاهنشه قاهر! چه قحط رحمتست آخر؟·دمی که تو نهای حاضر گرفت آتش چنین بالا
- 6 اگر آتش تو را بیند چنان در گوشه بنشیند·کز آتش هر که گل چیند دهد آتش گل رعنا
- 7 عذابست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو·به جان تو که جان بی تو، شکنجهست و بلا بر ما
- 8 خیالت همچو سلطانی، شد اندر دل خرامانی·چنانک آید سلیمانی، درون مسجد اقصی
- 9 هزاران مشعله بر شد، همه مسجد منور شد·بهشت و حوض کوثر شد، پر از رضوان پر از حورا
- 10 تعالی الله تعالی الله درون چرخ چندین مه·پر از حورست این خرگه نهان از دیدهٔ اعما
- 11 زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق·به کوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟
- 12 زهی عنقای ربانی، شهنشه شمس تبریزی·که او شمسیست نی شرقی و نی غربی و نی در جا
ganjoor: sh64 · public domain