Divan-e Shams› Ghazal 642› Beyt 10 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۶۴۲
- با غمزهی غمّازهی آن یار وفادار اندیشهی این عالم غدّار که دارد
G642:10
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 در خانه نشسته بت عیار که دارد·معشوقِ قمرروی شکربار که دارد
- 2 بی زحمت دیده، رخ خورشید که بیند·بی پرده، عیان، طاقت دیدار که دارد
- 3 گفتی به خرابات، دگر کار ندارم·خود کار تو داریو دگر کار که دارد
- 4 رندان صبوحی همه مخمور خمارند·ای زهره کلید در خمّار که دارد
- 5 ما طوطی غیبیم، شکرخواره و عاشق·آن کان شکرهای به قنطار که دارد
- 6 یک غمزه دیدار، بِه از دامن دینار·دیدار چو باشد غم دینار که دارد
- 7 جانها چو از آن شیر، ره صید بدیدند·اکنون چو سگان میل به مُردار که دارد
- 8 چون عین عیانست ز اقرار که لافد·اقرار چو کاسد شود انکار که دارد
- 9 ای در رخ تو زلزلهی روز قیامت·در جنت حُسن تو غم نار که دارد
- 10 با غمزهی غمّازهی آن یار وفادار·اندیشهی این عالم غدّار که دارد
- 11 گفتی که ز احوال عزیزان خبری ده·با مخبَر خوبت سر اخبار که دارد
- 12 ای مطرب خوش لهجه شیرین دم عارف·یاری ده و برگو که چنین یار که دارد
- 13 بازار بتان از تو خرابست و کسادست·بازار چه باشد دل بازار که دارد
- 14 امروز ز سودای تو کس را سرِ سر نیست·دستار که دارد سر دستار که دارد
- 15 شمس الحق تبریز چو نقد آمد و پیدا·از پار که گوید غم پیرار که دارد
ganjoor: sh642 · public domain