Divan-e Shams› Ghazal 698› Beyt 12 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۶۹۸
- گفتی که به سوی ما روان شو بی لطف تو جان روان ندارد
G698:12
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 آن کس که ز تو نشان ندارد·گر خورشیدست آن ندارد
- 2 ما بر در و بام عشق حیران·آن بام که نردبان ندارد
- 3 دل چون چنگست و عشق زخمه·پس دل به چه دل فغان ندارد
- 4 امروز فغان عاشقان را·بشنو که تو را زیان ندارد
- 5 هر ذره پر از فغان و نالهست·اما چه کند زبان ندارد
- 6 رقص است زبان ذره زیرا·جز رقص دگر بیان ندارد
- 7 هر سو نگران تست دلها·وان سو که توی گمان ندارد
- 8 این عالم را کرانهای هست·عشق من و تو کران ندارد
- 9 مانند خیال تو ندیدم·بوسه دهد و دهان ندارد
- 10 ماننده غمزهات ندیدم·تیر اندازد کمان ندارد
- 11 دادی کمری که بر میان بند·طفل دل من میان ندارد
- 12 گفتی که به سوی ما روان شو·بی لطف تو جان روان ندارد
ganjoor: sh698 · public domain