Divan-e Shams› Ghazal 728 ← previous · next →
Divan-e Shams · G728 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۷۲۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G728:1 دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکُشدغرق دریاییم و ما را موج دریا میکشد
- G728:2 زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین میدهیمکان ملک ما را به شهد و قند و حلوا میکشد
- G728:3 خویش فربه مینماییم از پی قربان عیدکان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا میکشد
- G728:4 آن بلیس بیتبش مهلت همیخواهد از اومهلتی دادش که او را بعد فردا میکشد
- G728:5 همچو اسماعیل گردن پیش خنجر خوش بنهدرمدزد از وی گلو گر میکشد تا میکشد
- G728:6 نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقانعاشقان عشق را هم عشق و سودا میکشد
- G728:7 کشتگان نعره زنان یا لیت قومی یعلمونخفیه صد جان میدهد دلدار و پیدا میکشد
- G728:8 از زمین کالبد برزن سری وانگه ببینکو تو را بر آسمان بر میکشد یا میکشد
- G728:9 روح ریحی میستاند راح روحی میدهدباز جان را میرهاند جغد غم را میکشد
- G728:10 آن گمان ترسا برد مؤمن ندارد آن گمانکو مسیح خویشتن را بر چلیپا میکشد
- G728:11 هر یکی عاشق چو منصورند خود را میکشندغیر عاشق وانما که خویش عمدا میکشد
- G728:12 صد تقاضا میکند هر روز مردم را اجلعاشق حق خویشتن را بیتقاضا میکشد
- G728:13 بس کنم یا خود بگویم سر مرگ عاشقانگرچه منکر خویش را از خشم و صفرا میکشد
- G728:14 شمس تبریزی برآمد بر افق چون آفتابشمعهای اختران را بیمحابا میکشد
ganjoor: sh728 · public domain