Divan-e Shams› Ghazal 728› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۲۸
- کشتگان نعره زنان یا لیت قومی یعلمون خفیه صد جان میدهد دلدار و پیدا میکشد
G728:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکُشد·غرق دریاییم و ما را موج دریا میکشد
- 2 زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین میدهیم·کان ملک ما را به شهد و قند و حلوا میکشد
- 3 خویش فربه مینماییم از پی قربان عید·کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا میکشد
- 4 آن بلیس بیتبش مهلت همیخواهد از او·مهلتی دادش که او را بعد فردا میکشد
- 5 همچو اسماعیل گردن پیش خنجر خوش بنه·درمدزد از وی گلو گر میکشد تا میکشد
- 6 نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان·عاشقان عشق را هم عشق و سودا میکشد
- 7 کشتگان نعره زنان یا لیت قومی یعلمون·خفیه صد جان میدهد دلدار و پیدا میکشد
- 8 از زمین کالبد برزن سری وانگه ببین·کو تو را بر آسمان بر میکشد یا میکشد
- 9 روح ریحی میستاند راح روحی میدهد·باز جان را میرهاند جغد غم را میکشد
- 10 آن گمان ترسا برد مؤمن ندارد آن گمان·کو مسیح خویشتن را بر چلیپا میکشد
- 11 هر یکی عاشق چو منصورند خود را میکشند·غیر عاشق وانما که خویش عمدا میکشد
- 12 صد تقاضا میکند هر روز مردم را اجل·عاشق حق خویشتن را بیتقاضا میکشد
- 13 بس کنم یا خود بگویم سر مرگ عاشقان·گرچه منکر خویش را از خشم و صفرا میکشد
- 14 شمس تبریزی برآمد بر افق چون آفتاب·شمعهای اختران را بیمحابا میکشد
ganjoor: sh728 · public domain