Divan-e Shams› Ghazal 729› Beyt 16 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۲۹
- دام نان آمد تو را این دانش تقلید و ظن صورت عین الیقین را علم القرآن کند
G729:16
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند·اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران کند
- 2 اینک آن چوگان سلطانی که در میدان روح·هر یکی گو را به وحدت سالک میدان کند
- 3 اینک آن نوحی که لوح معرفت کشتی اوست·هر که در کشتیش ناید غرقه طوفان کند
- 4 هر که از وی خرقه پوشد برکشد خرقه فلک·هر که از وی لقمه یابد حکمتش لقمان کند
- 5 نیست ترتیب زمستان و بهارت با شهی·بر من این دم را کند دی بر تو تابستان کند
- 6 خار و گل پیشش یکی آمد که او از نوک خار·بر یکی کس خار و بر دیگر کسی بستان کند
- 7 هر که در آبی گریزد ز امر او آتش شود·هر که در آتش شود از بهر او ریحان کند
- 8 من بر این برهان بگویم زانک آن برهان من·گر همه شبههست او آن شبهه را برهان کند
- 9 چه نگری در دیو مردم این نگر کو دم به دم·آدمی را دیو سازد دیو را انسان کند
- 10 اینک آن خضری که میر آب حیوان گشته بود·زنده را بخشد بقا و مرده را حیوان کند
- 11 گرچه نامش فلسفی خود علت اولی نهد·علت آن فلسفی را از کرم درمان کند
- 12 گوهر آیینهٔ کلست با او دم مزن·کو از این دم بشکند چون بشکند تاوان کند
- 13 دم مزن با آینه تا با تو او همدم بود·گر تو با او دم زنی او روی خود پنهان کند
- 14 کفر و ایمان تو و غیر تو در فرمان اوست·سر مکش از وی که چشمش غارت ایمان کند
- 15 هر که نادان ساخت خود را پیش او دانا شود·ور بر او دانش فروشد غیرتش نادان کند
- 16 دام نان آمد تو را این دانش تقلید و ظن·صورت عین الیقین را علم القرآن کند
- 17 پس ز نومیدی بود کان کور بر درها رود·داروی دیده نجوید جمله ذکر نان کند
- 18 این سخن آبیست از دریای بیپایان عشق·تا جهان را آب بخشد جسمها را جان کند
- 19 هر که چون ماهی نباشد جوید او پایان آب·هر که او ماهی بود کی فکرت پایان کند
- 20 گر به فقر و صدق پیش آیی به راه عاشقان·شمس تبریزی تو را هم صحبت مردان کند
ganjoor: sh729 · public domain