Divan-e Shams› Ghazal 735 ← previous · next →
Divan-e Shams · G735 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۷۳۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G735:1 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یادپرده شب میدرید او از جنون تا بامداد
- G735:2 دوش ساغرهای ساقی جمله مالامال بودای که تا روز قیامت عمر ما چون دوش باد
- G735:3 بادهها در جوش از او و عقلها بیهوش از اوجزو و کل و خار و گل از روی خوبش باد شاد
- G735:4 بانگ نوشانوش مستان تا فلک بررفته بودبر کف ما باده بود و در سر ما بود باد
- G735:5 در فلک افتاده ز ایشان صد هزاران غلغلهدر سجود افتاده آن جا صد هزاران کیقباد
- G735:6 روز پیروزی و دولت در شب ما درج بودشب ز اخوان صفا ناگه چنین روزی بزاد
- G735:7 موج زد دریا نشانی یافت زین شب آسمانآن نشان را از تفاخر بر سر و رو مینهاد
- G735:8 هر چه ناسوتی ز ظلمت راهها را بسته بودنور لاهوتی ز رحمت بستهها را میگشاد
- G735:9 کی بماند زان هوا اشکال حسی برقرارچون بماند برقرار آن کس که یابد این مراد
- G735:10 عمر را از سر بگیرید ای مسلمانان که یارنیستان را هست کرد و عاشقان را داد داد
- G735:11 یار ما افتادگان را زین سپس معذور داشتزان که هر جا کوست ساقی کس نماند بر سداد
- G735:12 جوش دریای عنایت ای مسلمانان شکستطمطراق اجتهاد و بارنامه اعتقاد
- G735:13 آن عنایت شه صلاح الدین بود کو یوسفیستهم عزیز مصر باید مشتریش اندر مزاد
ganjoor: sh735 · public domain