Divan-e Shams› Ghazal 735› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۳۵
- در فلک افتاده ز ایشان صد هزاران غلغله در سجود افتاده آن جا صد هزاران کیقباد
G735:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد·پرده شب میدرید او از جنون تا بامداد
- 2 دوش ساغرهای ساقی جمله مالامال بود·ای که تا روز قیامت عمر ما چون دوش باد
- 3 بادهها در جوش از او و عقلها بیهوش از او·جزو و کل و خار و گل از روی خوبش باد شاد
- 4 بانگ نوشانوش مستان تا فلک بررفته بود·بر کف ما باده بود و در سر ما بود باد
- 5 در فلک افتاده ز ایشان صد هزاران غلغله·در سجود افتاده آن جا صد هزاران کیقباد
- 6 روز پیروزی و دولت در شب ما درج بود·شب ز اخوان صفا ناگه چنین روزی بزاد
- 7 موج زد دریا نشانی یافت زین شب آسمان·آن نشان را از تفاخر بر سر و رو مینهاد
- 8 هر چه ناسوتی ز ظلمت راهها را بسته بود·نور لاهوتی ز رحمت بستهها را میگشاد
- 9 کی بماند زان هوا اشکال حسی برقرار·چون بماند برقرار آن کس که یابد این مراد
- 10 عمر را از سر بگیرید ای مسلمانان که یار·نیستان را هست کرد و عاشقان را داد داد
- 11 یار ما افتادگان را زین سپس معذور داشت·زان که هر جا کوست ساقی کس نماند بر سداد
- 12 جوش دریای عنایت ای مسلمانان شکست·طمطراق اجتهاد و بارنامه اعتقاد
- 13 آن عنایت شه صلاح الدین بود کو یوسفیست·هم عزیز مصر باید مشتریش اندر مزاد
ganjoor: sh735 · public domain