Divan-e Shams› Ghazal 737› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۳۷
- بال و پر وهم عاشق زآتش دل چون بسوخت همچو خورشید و قمر بیبال و پر پرنده شد
G737:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد·گریههای جمله عالم در وصالش خنده شد
- 2 یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود·حسنهای جمله عالم حُسن او را بنده شد
- 3 جمله آب زندگانی زیر تختش میرود·هر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد
- 4 یک شبی خورشید پایهٔ تخت او را بوسه داد·لاجرم بر چرخ گردون تا ابد تابنده شد
- 5 زندگیِ عاشقانش جمله در افکندگیست·خاک طامع بهر این در زیر پا افکنده شد
- 6 آهوان را بوی مشک از طرهاش بر ناف زد·تا مشام شیر صید مرجها غرنده شد
- 7 بال و پر وهم عاشق زآتش دل چون بسوخت·همچو خورشید و قمر بیبال و پر پرنده شد
- 8 ای خنک جانی که لطف شمس تبریزی بیافت·برگذشت از نه فلک بر لامکان باشنده شد
ganjoor: sh737 · public domain