دیوان شمس غزل ۷۵۰ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۵۰

  1. گفت: ار تو زادهٔ شیری نه‌ای گربه برآ بردر انبان! شیر در انبان‌درون نتوان نهاد

G750:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد·ساده‌دل مردی که دل بر وعدهٔ مستان نهاد
  2. 2 چون حدیث بیدلان بشنید جان خوش‌دلم·جان بداد و این سخن را در میان جان نهاد
  3. 3 برج‌برج و خانه‌خانه جویم آن خورشید را·کو کلید خانه از همسایگان پنهان نهاد
  4. 4 مشک گفتم زلف او را زین سخن بشکست زلف·هندوی زلفش شکسته رو به ترکستان نهاد
  5. 5 من نیم سلطان ولیکن خاک پای او شدم·خاک پای خویشتن را او لقب سلطان نهاد
  6. 6 همچو گربه عطسهٔ شیری بدم از ابتدا·بس شدم زیر و زبر کو گربه در انبان نهاد
  7. 7 گفت: ار تو زادهٔ شیری نه‌ای گربه برآ·بردر انبان! شیر در انبان‌درون نتوان نهاد
  8. 8 من چو انبان بردریدم گفت آن انبان مرا·چون توی را هر که گربه دید او بهتان نهاد
  9. 9 شمس تبریزی‌ست تابان از ورای هفت چرخ·لاجرم تاب نوآیین بر چهارارکان نهاد

ganjoor: sh750 · public domain