Divan-e Shams› Ghazal 761› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۶۱
- غم چون دزد که در دل همه شب دارد منزل به کف شحنه وصلش به سر دار برآمد
G761:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد·چه بسی نعره مستان که ز گلزار برآمد
- 2 ز رخ ماه خصالش ز لطیفی وصالش·همه را بخت فزون شد همه را کار برآمد
- 3 ز دو صد روضه رضوان ز دو صد چشمه حیوان·دو هزاران گل خندان ز دل خار برآمد
- 4 غم چون دزد که در دل همه شب دارد منزل·به کف شحنه وصلش به سر دار برآمد
- 5 ز پس ظلم رسیده همه امید بریده·مثل دولت تابان دل بیدار برآمد
- 6 تن و جان از پس پیری ز وصالش چه جوان شد·همه را بعد کسادی چه خریدار برآمد
- 7 چو صلاح دل و دین را همه دیدیت بگویید·که چه خورشید عجایب که ز اسرار برآمد
ganjoor: sh761 · public domain