Divan-e Shams Ghazal 765 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۶۵

  1. و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

G765:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 هله نومید نباشی که تو را یار براند·گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
  2. 2 در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا·ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
  3. 3 و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها·ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
  4. 4 نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد·نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
  5. 5 چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر·تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
  6. 6 به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او·نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
  7. 7 همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد·بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
  8. 8 دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش·به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
  9. 9 هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را·بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

ganjoor: sh765 · public domain