Divan-e Shams› Ghazal 766› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۶۶
- دو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیده چو صلای وصل آید گه ترکتاز گردد
G766:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد·در مرگ برخورنده ابدا فراز گردد
- 2 چو نظر کنی به بالا سوی آسمان اعلا·دو هزار در ز رحمت ز بهشت باز گردد
- 3 چو فتاد سایه تو سوی مفسدان مجرم·همه جرمهای ایشان چله و نماز گردد
- 4 چو رکاب مصطفایی سوی عفو روی آرد·دو هزار بولهب هم خوش و پرنیاز گردد
- 5 چو دو دست همچو بحرت به کرم گهرفشان شد·رخ چون زرم زر آرد که به گرد گاز گردد
- 6 کف توست کیمیایی لب بحر کبریایی·چه عجب که نیم حبه ز کفت رکاز گردد
- 7 دو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیده·چو صلای وصل آید گه ترکتاز گردد
- 8 همه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمد·غم و درد سینه سوزان ز تو دلنواز گردد
- 9 همه دامن تو گیرد دل و این قدر نداند·که به گرد شیر آهو به صد احتراز گردد
- 10 در وصل چون ببستی و به لامکان نشستی·ز کجا رسد گشایش چو دری فراز گردد
- 11 خمش و سخن رها کن جز اله را تو لا کن·به فنا چو ساز گیری همه کارساز گردد
ganjoor: sh766 · public domain