Divan-e Shams› Ghazal 797› Beyt 9 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۹۷
- شمس تبریز تو سلطان همه خوبانی هم جمال تو مگر یوسف کنعان باشد
G797:9
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ز اول روز که مخموری مستان باشد·شیخ را ساغر جان در کف دستان باشد
- 2 پیش او ذره صفت هر سحری رقص کنیم·این چنین عادت خورشیدپرستان باشد
- 3 تا ابد این رخ خورشید سحر در سحرست·تا دل سنگ از او لعل بدخشان باشد
- 4 ای صلاح دل و دین تو ز برون جهتی·تا چنین شش جهت از نور تو رخشان باشد
- 5 بنده عشق تو در عشق کجا سرد شود·چون صلاح دل و دین آتش سوزان باشد
- 6 تو رضای دل او جو اگرت دل باید·دل او چون طلبد آنک گران جان باشد
- 7 ای بس ایمان که شود کفر چو با او نبود·ای بسی کفر که از دولتش ایمان باشد
- 8 گلخنی را چو ببینی به دل و روی سیاه·هر چه از کان گهر گوید بهتان باشد
- 9 شمس تبریز تو سلطان همه خوبانی·هم جمال تو مگر یوسف کنعان باشد
ganjoor: sh797 · public domain