Divan-e Shams› Ghazal 809› Beyt 9 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۰۹
- گلشن هر ضمیری از رخش پرگل آید دامن هر فقیری از کفش پرزر آید
G809:9
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 طرفه گرمابهبانی کو ز خلوت برآید·نقش گرمابه یکیک در سجود اندرآید
- 2 نقشهای فسرده بیخبروار مرده·ز انعکاسات چشمش چشمشان عبهر آید
- 3 گوشهاشان ز گوشش اهل افسانه گردد·چشمهاشان ز چشمش قابل منظر آید
- 4 نقش گرمابه بینی هر یکی مست و رقصان·چون معاشر که گهگه در می احمر آید
- 5 پر شده بانگ و نعره صحن گرمابه ز ایشان·کز هیاهوی و غلغل غرّهٔ محشر آید
- 6 نقشها یکدگر را جانب خویش خوانند·نقش از آن گوشه خندان سوی این دیگر آید
- 7 لیک گرمابهبان را صورتی درنیابد·گرچه صورت ز جستن در کر و در فر آید
- 8 جمله گشته پریشان او پس و پیش ایشان·ناشناسا شه جان بر سر لشکر آید
- 9 گلشن هر ضمیری از رخش پرگل آید·دامن هر فقیری از کفش پرزر آید
- 10 دار زنبیل پیشش، تا کند پر ز خویشش·تا که زنبیل فقرت حسرت سنجر آید
- 11 برهد از بیش وز کم قاضی و مدعی هم·چونک آن ماه یکدم مست در محضر آید
- 12 باده خُمخانه گردد مرده مستانه گردد·چوب حنانه گردد چونک بر منبر آید
- 13 کم کند از لقاشان بفسرد نقشهاشان·گم شود چشمهاشان گوشهاشان کر آید
- 14 باز چون رو نماید چشمها برگشاید·باغ پرمرغ گردد بوستان اخضر آید
- 15 رُو به گلزار و بستان دوستان بین و دستان·در پی این عبارت جان بدان معبر آید
- 16 آنچ شد آشکارا کِی توان گفت یارا؟·کلک آن کِی نویسد گرچه در محبر آید؟
ganjoor: sh809 · public domain