Divan-e Shams Ghazal 83 Beyt 12 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۳

  1. ای خوش‌نفسِ نایی بس نادره برنایی چون با همه برنایی تا روز مشین از پا

G83:12

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا·آواز تو جان افزا تا روز مشین از پا
  2. 2 سودی همگی سودی، بر جمله برافزودی·تا بود چنین بودی تا روز مشین از پا
  3. 3 صد شهر خبر رفته کای مردم آشفته !·بیدار شد آن خفته تا روز مشین از پا
  4. 4 بیدار شد آن فتنه کاو چون بزند طعنه·در کوه کند رخنه تا روز مشین از پا
  5. 5 در خانه چنین جمعی در جمع چنین شمعی·دارم ز تو من طمعی تا روز مشین از پا
  6. 6 میر آمد میر آمد وان بدر منیر آمد·وان شکر و شیر آمد تا روز مشین از پا
  7. 7 ای بانگ و نوایت تر وز باد صبا خوشتر·ما را تو بری از سر تا روز مشین از پا
  8. 8 مجلس به تو فرخنده عشرت ز دمت زنده·چون شمع فروزنده تا روز مشین از پا
  9. 9 این چرخ و زمین خیمه، کس دید چنین خیمه ؟·ای استن این خیمه ! تا روز مشین از پا
  10. 10 این قومْ پرند از تو با کرّ و فَرند از تو·زیر و زبرند از تو تا روز مشین از پا
  11. 11 در بحر چو کشتیبان آن پیل همی‌جنبان·تا منزل آباقان تا روز مشین از پا
  12. 12 ای خوش‌نفسِ نایی بس نادره برنایی·چون با همه برنایی تا روز مشین از پا
  13. 13 دف از کف دست آید نی از دم مست آید·با نی همه پست آید تا روز مشین از پا
  14. 14 چون جان خمشیم اما، کی خسبد جان جانا ؟·تو باش زبان ما تا روز مشین از پا

ganjoor: sh83 · public domain